السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
32
تفسير الميزان ( فارسي )
خارج ، مانعى ندارد كه يكى معرف ديگرى شود . همين جواب ، اشكالى را هم كه آلوسى در ذيل اين بحث ايراد كرده دفع مىكند ، و خلاصه اشكال وى اين است كه : متبادر از كلمه « سماوات » و « ارض » همين اجرامى است كه معهود ماست ، پس اين وجهى كه ذكر كرديم اشكال را دفع نمىكند ناگزير بايد وجه ديگرى را جستجو كرد . « 1 » وجه دفع كردنش اين است كه اگر در آيات قرآنى فهم اهل لسان متبع است ، يعنى بايد ديد اهل لسان از مفاهيم كليه لغوى و عرفى چه مىفهمند ، تنها در مفاهيم كليه است . و اما در مقاصد و مصاديقى كه مفاهيم كليه بر آنها منطبق مىشود فهم عرف هيچ اعتبارى ندارد ، بلكه متبع در آن تنها تدبر و دقتى است كه خداوند مكرر بدان سفارش و امر فرموده ، و دستور داده كه متشابه قرآن را به وسيله محكم آن تشخيص داده و آيات را بر يكديگر عرضه كنند ، چون بطورى كه در روايات هم آمده قرآن كريم آياتش شاهد يكديگر و بعضى بر بعض ديگر ناطق و برخى مصداق برخى ديگر است . و به همين جهت وقتى مىشنويم كه در باره خداى تعالى مىگويد او واحد و احد و عالم و قادر و حى و مريد و سميع و بصير و يا غير آن است نمىتوانيم اين مفاهيم را حمل بر مصاديق عرفيش كنيم بلكه بايد تفسير آنها را از كلام خود او بخواهيم و آن را بر معنايى كه تدبر و تفكر بالغ در آيات خدايى دست مىدهد حمل نماييم و ما اين بحث را در پيرامون معناى محكم و متشابه در جلد سوم اين كتاب بطور مفصل گذرانديم . البته در روايات و در كلمات مفسرين توجيهات ديگرى براى آيه مورد بحث آمده كه ما آنچه را كه بدان برخورد نمودهايم در اينجا ذكر مىكنيم : وجه اولش همان بود كه ما خود اختيار نمودهايم . وجه دوم اين است كه منظور از « سماوات » و « ارض » آسمانهاى بهشت و جهنم و زمين آن دو است ، و مقصود از آن نه آسمان و زمين متبادر است ، بلكه منظور از آسمان بالاى آن دو و منظور از زمين محل آن دو است ، چون در لغت هر چه را كه بر انسان سايه بيفكند آسمان ، و هر چه را كه در زير پاى آدمى باشد و انسان بر آن قرار گيرد زمين نامند . و به عبارت ديگر منظور از آسمان و زمين ، بالا و پايين آن دو است . « 2 »
--> ( 1 ) تفسير آلوسى ، ج 12 ، ص 126 و 127 . ( 2 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 430 .